تبليغاتX
•♣•رئیس جمهور محبوب ملت •♣•

 

 در آخرين روز ترم پاياني دانشگاه ، استاد به زحمت جعبه سنگيني را داخل كلاس درس آورد . وقتي كه كلاس رسميت پيدا كرد استاد يك ليوان بزرگ شيشه اي از جعبه بيرون آورد و روي ميز گذاشت . سپس چند قلوه سنگ از درون جعبه برداشت و آنها را داخل ليوان انداخت . آنگاه از دانشجويان كه با تعجب به او نگاه مي كردند ، پرسيد : آيا ليوان پر شده است؟ همه گفتند بله پر شده است .

 استاد مقداري سنگ ريزه را از جعبه برداشت و آن ها را روي قلوه سنگ هاي داخل ليوان ريخت . بعد ليوان را كمي تكان داد تا ريگ ها به درون فضا هاي خالي بين قلوه سنگ ها بلغزند . سپس از دانشجويان پرسيد : آيا ليوان پر شده است ؟ همگي پاسخ دادند : بله پر شده است .

 استاد دوباره دست به جعبه برد و چند مشتي شن را برداشت و داخل ليوان ريخت . ذرات شن به راحتي فضاهاي كوچك بين قلوه سنگ ها و ريگ ها را پر كردند . استاد يك بار ديگر از دانشجويان پرسيد : آيا ليوان پر شده است ؟ دانشجويان همصدا جواب دادند : بله پر شده است .

 استاد از داخل جعبه يك بطري آب برداشت و آن را درون ليوان خالي كرد . آب تمام فضاهاي كوچك بين ذرات شن را هم پر كرد . اين بار قبل از اين كه استاد سوالي بكند دانشجويان با خنده فرياد زدند: بله پر شده.. بعد از آن كه خنده ها تمام شد استاد گفت : اين ليوان مانند شيشه عمر شماست و آن قلوه سنگ ها هم چيزهاي مهم زندگي شما مثل سلامتي ، خانواده ، فرزندان و دوستانتان هستند . چيزهايي كه اگر هر چيز ديگري را از دست داديد و فقط اينها برايتان باقي ماندند هنوز هم زندگي شما پر است .

 استاد نگاهي به دانشجويان انداخت و ادامه داد : ريگ ها هم چيزهاي ديگري هستند كه در زندگي مهمند . مثل شغل ، ثروت ، خانه و ذرات شن هم چيزهاي كوچك و بي اهميت زندگي هستند . اگر شما ابتدا ذرات شن را داخل ليوان بريزيد ، ديگر جايي براي سنگها و ريگها باقي نمي ماند . اين وضعيت در مورد زندگي شما هم صدق مي كند .

 در زندگي حواستان را به چيزهايي معطوف كنيد كه واقعا اهميت دارند . همسرتان را براي شام به رستوران ببريد . با فرزندانتان بازي كنيد . و به دوستان خود سر بزنيد . براي نظافت خانه يا تعمير خرابي هاي كوچك هميشه وقت هست . ابتدا به قلوه سنگ هاي زندگيتان برسيد . بقيه چيزها حكم ذرات شن را دارند .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 31 مرداد1387ساعت 16:50  توسط .•ו(ریحانه بانو)•ו. | 

 

با وجود شدت گرفتن برخورد با زنان و دختران ایرانی به بهانه بدحجابی طی سه سال اخیر، پیش بینی می شود که دور تازه ای از این برخوردها در راه باشد.
به گزارش خبرنگار ما، روز جمعه گذشته در تمامی نمازهای جمعه که از سوی حکومت در شهرهای مختلف ایران برگزار می شود، ائمه جمعه به انتقادهای تندی از بدحجابی پرداختند. به عنوان مثال غلامرضا حسنی امام جمعه ارومیه که گفته های طنزش چند سال پیش، سوژه خنده مطبوعات ایران و رسانه های جهان بود، مدعی شده که پوشش های برخی زنان در ارومیه شایسته نظام اسلامی نیست و باید دستگاههای ذیربط در این زمینه اقدامات موثری انجام دهند. وی همچنین هشدار داد: از هفته جاری طرح ارتقای امنیت اجتماعی با رویکرد مقابله با بدحجابی در استان آذربایجان غربی تشدید می شود.
استادی امام جمعه موقت قم نیز از وضع حجاب زنان در کشور به ویژه استان قم انتقاد کرد و با اشاره به برخی از اسباب بازیها از جمله عروسکهای باربی گفت: این وسایل بازی به ترویج گسترش بدحجابی در کشور کمک می کند.
در سایر شهرها نیز ائمه جمعه به انتقاد از این موضوع پرداختند و این امر نشان می دهد که دور تازه ای از برخورد با زنان و دختران در راه است.
شایان ذکر است تمام ائمه جمعه در سراسر ایران از یک ستاد مرکزی خط می گیرند و تمامی موضوعات سخنان آنان، روز پنجشنبه به طور هماهنگ با آنها ابلاغ می شود. به همین دلیل، انتقاد از بدحجابی، موضوع هماهنگی است که از ستاد مرکزی ائمه جمعه ابلاغ شده و همین امر احتمال شدت یافتن برخوردها به بهانه بدحجابی را افزایش می دهد.
منبع: ایران خبر

+ نوشته شده در  پنجشنبه 31 مرداد1387ساعت 9:20  توسط .•ו(ریحانه بانو)•ו. | 
شهيد هنادي تيسير جرادات

شهيد هنادي تيسير جرادات

او نمي‌خواست كه مانند ساير وكلا در دفاع از حق خود در دادگاههايي حاضر شود كه حق و عدالت در آن جايي ندارد؛ بلكه به شيوه‌اي ديگر تمسك جست تا همه را وادار سازد صدايش را بشنوند و آن‌چه را كه در سينه دارد، درك كنند. شهيد هنادي جرادات كه يك وكيل بود عمليات شهادت طلبانه خود را در روز 4/10/2003 در رستوران ماكسيم واقع در شهر حيفا (در اراضي اشغالي سال 1948 ميلادي) به مرحله اجرا گذاشت و بدين ترتيب انتقام خون شهداي بي‌گناهي را كه هر روز هدف تروريسم صهيونيستي قرار مي‌گيرند، گرفت. هنادي نمونه يك دختر مسلمان، مومن و متدين است كه حق پروردگار، دين و ملت خود را شناخت و حيات خود را در راه وفاداري به اين حق بدون هيچ شك و ترديدي وقف كرد. هنادي از مرگ نهراسيد، از رنج‌ها خسته نشد و هرگز از پا نايستاد، چرا كه شاهد بود چگونه اجساد شهادت طلبان برخاك مي‌افتد و سرزمين مقدس انبياء به خون آنان رنگين مي‌شود. با اين كه چهار سال از ملوث شدن مسجد الاقصي توسط شارون و آغاز انتفاضه گذشته بود؛ اما اندكي از كينه و نفرت هنادي از صهيونيست‌هاي اشغالگر كاسته نشده بود. او به اين نتيجه رسيده بود كه در رشته حقوق آينده‌اي ندارد زيرا حقوق بشر در برابر جهانيان پايمال مي‌شود و كسي دم برنمي‌آورد.

او ديگر علاقه‌اي به آموزش‌هاي عملي وكالت نداشت بلكه مي‌خواست در عرصه واقعيت آن را به مرحله اجرا درآورد، يعني در دادگاهي عظيم كه ترور كودكان، بي‌حرمتي به زنان و شهادت محمدالدوره در آغوش پدرش را شاهد است.

هنادي جرادات در روز 22/9/1975 ميلادي در الحي الشرقي واقع در شهر جنين به دنيا آمد. خانواده 12 نفره وي متشكل از 8 دختر و دو پسر بود. هنادي به هنگام شهادت 29 سال داشت. وي دوران راهنمايي و دبيرستان را در مدرسه الزهرا گذراند و سپس براي ادامه تحصيل دانشگاهي به اردن رفت و وارد دانشگاه جرش شد. هنادي در رشته حقوق به ادامه تحصيل پرداخت تا بتواند صداي حق را در برابر غاصبان بلند كرده و از مبارزات، زندانيان و اسرا دفاع كند، وي در سال 1999 فارغ التحصيل شد و موفق به اخذ ليسانس در اين رشته گرديد. در سال 2001 ميلادي به دوره‌هاي آموزش وكالت پيوست تا از حقوق ملت مظلومش دفاع كند. وي تا آخرين روزهاي حيات جاوادنه‌اش به اين آموزش‌ها ادامه داد و قصد داشت به عنوان يك وكيل مستقل براي خود دفتري باز كند. صهيونيست‌هاي جنايتكار در روز 14/6/2003 ميلادي منزل وي را مورد حمله قرار داده، و برادرش فادي پسر عمويش صالح را در برابر چشمانش به شهادت رساندند. از همان روز هنادي در آرزوي انتقام خون آن دو زيست. اين جنايت زندگي و شخصيت وي را به شدت تحت تاثير قرار داد و زمينه را براي انتقامي توفنده فراهم نمود كه كسي را ياراي ممانعت از آن نبود.

شهيد هنادي تيسير جرادات

فاديه، خواهر هنادي روحيات خواهر خود پيش از شهادتش را اين‌گونه توصيف مي‌كند: «از زمان شهادت برادرم فادي، اخلاق هنادي كاملاً تغيير كرد. غالباً تنها مي‌نشست و عزلت را دوست داشت. به نوارهاي ديني بسيار گوش فرا مي‌داد، قرآن مي‌خواند و ديگر مانند سابق نمي‌خنديد.» فاديه افزود: «شهادت فادي انگيزه‌اي بود كه باعث شد هنادي دست به عمليات شهادت طلبانه بزند اما مهم‌تر از همه، آن‌چه كه آتش خشم و غصب و انتقام را در سينه وي روشن كرد حوادثي است كه همه روزه در جامعه فلسطين به وقوع مي‌پيوندد و بر همه مردم اثر گذاشته مي‌گذارد، مانند كشتار، جنايت، تخريب منازل و دستگيري‌ها. او فقط به خاطر فادي يا صالح دست به عمليات نزد بلكه صحنه‌هايي كه از تلويزيون پخش مي‌شود كافي است تا هر فلسطيني را به شكل يك بمب ساعتي در بياورد.»

پدر هنادي  گفت: «من از تسليت گويان استقبال نمي‌كنم، بلكه از كساني استقبال مي‌كنم كه شهادت دخترم را تبريك مي‌گويند. آن‌چه كه هنادي انجام داد مايه افتخار من است.»

او در گروهان‌هاي قدس ـ شاخه نظامي جنبش جهاد اسلامي ـ به جست و جوي ساز و كاري براي اقدام عملي عليه صهيونيست‌ها پرداخت. سپس براي اجراي آن‌چه در نظر داشت ثانيه شماري كرد تا بتواند آتش كينه و انتقامي كه در درونش زبانه كشيده بود را خاموش سازد. روز موعود فرا رسيد و هنادي با دلي مملو از شور و شوق آماده ديدار پروردگار شد. دو هفته پيش از عمليات، او پيوسته روزه مي‌گرفت، بيشتر قرآن مي‌خواند و بيشتر شب زنده‌داري مي‌كرد. در شب اجراي عمليات، هنادي نمونه روشني از اتصال با پروردگارش بود كه با قرائت آيات نصر و توفيق، از وي استمداد جست و معاني شجاعت، بي‌باكي و عمل را از آن الهام گرفت. او پيوسته كتاب خدا را تلاوت و در آن تدبير مي‌كرد. حتي پدرش وقتي شبي ديد او بيدار مانده، با دلسوزي از وي خواست تا اندكي بخوابد اما هنادي پاسخ داد كه بايد جزء آخر قرآن را نيز بخواند. شب آخر او اصلاً نخوابيد پيوسته نماز و قرآن خواند و به درگاه پروردگار تضرع كرده و از او مي‌خواست تا در اين برنامه و عمليات ياري‌اش فرمايد و خواسته‌اش را محقق سازد. صبح روز شنبه 4/10/2003 هنادي در ساعت 7:30 صبح از منزل خارج شد و با هيچ كس خداحافظي نكرد تا حتي الامكان كسي متوجه قصد و برنامه او نشود. همه فكر مي‌كردند او به دفتر وكالتش مي‌رود. هنادي در حالي براي اجراي عمليات رفت كه روزه بود. او به سوي فلسطين اشغالي سال 1948 و به شهر حيفا و رستوران ماكسيم رفت كه به زودي شاهد خونين‌ترين حادثه‌اي بود كه هنادي مدت‌ها انتظارش را داشت. هنادي با اطمينان و آرامش وارد رستوران شد و غذا سفارش داد. به طور طبيعي غذا خورد و بدون اين كه هيچ نشانه‌اي از هيجان در وي نمايان باشد صورت حساب را پرداخت كرد و ناگهان در يك لحظه خشم فرو خورده‌اش نسبت به صهيونيست‌ها را نشان داد و كمربند انفجاري را كه به خود بسته بود منفجر كرد. در اين عمليات شهادت طلبانه 22 صهيونيست كشته و دهها نفر ديگر زخمي شدند.

پليس و ساير نيروهاي رژيم صهيونيستي وقتي دريافتند هنادي پس از صرف آخرين غذاي زندگي با آرامش صورت حساب را پرداخته و سپس دست به عمليات زده است شوكه شدند. افراد پليس و سازمان كل امنيت (شاباك) ابتدا اين امر را باور نكردند اما گواه اين امر را در صندوق رستوران يافتند. چرا كه هنادي پيش از آن‌كه خود را منفجر ساخته و به جوار پروردگارش برود. 90 شيكل (20 دلار) پول غذايش را پرداخته بود. در منزل ساده و محقر هنادي، خانواده وي پس از شنيدن خبر عمليات او شكر خدا را به جا آوردند. پدر هنادي كه از بيماري كبد رنج مي‌برد گفت: «من از تسليت گويان استقبال نمي‌كنم، بلكه از كساني استقبال مي‌كنم كه شهادت دخترم را تبريك مي‌گويند. آن‌چه كه هنادي انجام داد مايه افتخار من است.»

مادر هنادي نيز از اين كه دخترش انتقام خون شهداي فلسطين را گرفته بسيار مفتخر بود. هنادي رفت اما روحش باقي مانده و هم‌چنان در كوچه پس كوچه‌هاي اردوگاه‌ها، شهرها و روستاهاي فلسطين جاري و شاهد حيات ماست. هنادي رفت اما ياد و خاطره او در دل و ذهن همه مردم فلسطين، اعراب و مسلمانان به عنوان الگويي ناب از تعهد، تدين و شجاعت تا ابد باقي خواهد ماند.

متن وصيت‌نامه تصويري شهيد هنادي جرادات

به نام خداوند بخشنده مهربان

به حول و قوه الهي تصيمي گرفتم ششمين شهادت طلب زن باشم كه پيكر خود را منفجر مي‌سازد تا شهرك نشينان‌ها و صهيونيست‌ها را نابود سازد. ما فقط خواهان آن نيستيم كه بايد بهاي جنايات آن‌ها را بپردازيم تا مادران ما ديگر بر كودكان و فرزندان‌شان شيون و زاري نكنند، بلكه ما بايد كاري كنيم كه مادران صهيونيست‌ها را به عزاي‌شان بنشانيم. پس از توكل به خداوند متعال تصميم گرفتم با مرگ كه صهيونيست‌ها با آن ما را احاطه كرده‌اند خودشان را به محاصره درآورم و كاري كنم كه مادرانشان اشك حسرت بريزند. از پروردگار مي‌خواهم ما را در بهشت برين و آن‌ها را در جهنم قرار دهد!

دختر شهادت طلب شما، هنادي تيسير جرادات 3/10/2003 ميلادي

منبع:نشريه سبز و سرخ

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 مرداد1387ساعت 14:34  توسط .•ו(ریحانه بانو)•ו. | 

زیباترین چشمها

تصاویر دلخراش

داستان يك عشق غم انگيز

دانلود كتاب شعر

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 مرداد1387ساعت 1:30  توسط .•ו(ریحانه بانو)•ו. | 

سیمین بـِهْبَهانی (زادهٔ ۲۸ تیر ۱۳۰۶ در تهران) نویسنده و غزل‌سرای معاصر ایرانی است. او به خاطر سرودن غزل فارسی در وزن‌های بی‌سابقه به «نیمای غزل» معروف است.شعر زيباي زير از اوست:

 

 

هَوو
شب نخفت و تا سحر بیدار ماند،
نفرتی ذرّات جانش را جوید.
کینه یی، چون سیلی از سُرب مذاب،
در عروق دردمند او دوید:
همچو ماری، چابک و پیچان و نرم
نیمه شب بیرون خزید از بسترش،
سوی بالین زنی آمد که بود
خفته در آغوش گرم همسرش.
زیر لب با خویش گفت: "آن روزها
همسر من همدم این زن نبود -
این سلیمانی نگین تابنک
این چنین در دست اهریمن نبود!"
"آه! این مردی که این سان خفته گرم
در کنار این زن آشوبگر،
جای می داد اندر آغوشش مرا
روزگاری گرم تر، پرشورتر.."
"زیر سقف کلبه یی تاریک و تنگ
زیستن نزدیک دشمن، مشکل است.
من سیه بخت و غمین و تنگدل
او دلش از عشق روشن، مشکل است..."
"آن چه کردم از دعا و از طلسم،
رو سیاهی بهر او حاصل نشد!
آن چه جادو کرد او از بهر من،
با دعای هیچ کس باطل نشد!"
"طفل من بیمار بود، اما پدر
نقل و شیرینی پی این زن خرید!
من به سختی ساختم تا بهر او
دستبند و جامه و دامن خرید!"
"وه، چه شب ها این دو تن سر مست و شاد
بر سرشک حسرتم خندیده اند!
پیش چشمم همچو پیچک های باغ
نرم در آغوش هم پیچیده اند!"
لحظه یی در چهر آن زن خیره ماند...
دیده اش از کینه آتشبار بود،
در سیاهی، چهر خشم آلوده اش
چون مس ِ پوشیده از زنگار بود!
دست لرزانش به سوی آب رفت؛
گَرد ِ بی رنگی میان جام ریخت.
قطعه های گرم و شفاف عرق
از رخ آن دیو خون آشام ریخت؛
"باید امشب، بی تزلزل، بی دریغ
کار یک تن زین دو تن یکسر شود
یا مرا همسر بماند بی رقیب
یا رقیب سفله بی همسر شود."
پس به آرامی به بستر بازگشت
سر نهان در زیر بالاپوش کرد:
دیده را بر هم فشرد اما به جان
هر صدایی را که آمد، گوش کرد...
ساعتی بگذشت و کس پنداشتی
جام را بگرفت و بر لب ها نهاد...
جان میان بستر از جسمش گریخت
لرزه بر آن قلب بی پروا فتاد.
دیده را بگشود تا بیند کدام
جامه ی مرگ و فنا پوشیده بود:
همسرش را با رقیبش خفته دید!
لیک طفلش... جام را نوشیده بود!...
چون سپند از جای و جست و، بی درنگ
مانده های جام را، خود سرکشید،
طفل را بر دوش افکند و دوید،
نعره ها از پرده ی دل بر کشید:
"وای!... مَردم! مادری فرزند کشت!
رحم بر چشمان گریانش کنید!
طفل من نوشیده زهری هولنک -
همتی! شاید که درمانش کنید..."

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 مرداد1387ساعت 7:16  توسط .•ו(ریحانه بانو)•ו. | 

http://www.neemkat.com/showthread.php?tid=551

http://www.neemkat.com/showthread.php?tid=555

http://www.neemkat.com/showthread.php?tid=558&pid=2646#pid2646

http://www.neemkat.com/showthread.php?tid=556

تصاوير دلخراش، دانلود رايگان كتابهاي مختلف كمياب، خاطرات خنده دار  و اشعار بسيار زيبا  را در سايت نيمكت توسط اين لينكها ببينيد
 

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 مرداد1387ساعت 6:35  توسط .•ו(ریحانه بانو)•ו. | 

پسرها

با ماشين ميرن به بانک، پارک ميکنن، ميرن دم دستگاه عابر بانک
کارت رو داخل دستگاه ميذارن
کد رمز رو ميزنن، مبلغ درخواستی رو وارد ميکنن
پول و کارت رو ميگيرن و ميرن


دخترها

با ماشين ميرن دم بانک
در آينه آرايششون رو چک ميکنن
به خودشون عطر ميزنن
احتمالاً موهاشون رو هم چک ميکنن
در پارک کردن ماشين مشکل پيدا ميکنن
در پارک کردن ماشين خيلی مشکل پيدا ميکنن
بلاخره ماشين رو پارک ميکنن
توی کيفشون دنبال کارتشون ميگردن
کارت رو داخل دستگاه ميذارن، کارت توسط ماشين پذيرفته نميشه
کارت تلفن رو ميندازن توی کيفشون
دنبال کارت عابربانکشون ميگردن
کارت رو وارد دستگاه ميکنن
توی کيفشون دنبال تيکه کاغذی که کد رمز رو روش ياداشت کردن ميگردن
کد رمز رو وارد ميکنن
۲دقيقه قسمت راهنمای دستگاه رو ميخونن
کنسل ميکنن
دوباره کد رمز رو ميزنن
کنسل ميکنن
دوست پسرشون رو صدا ميزنن که کد صحيح رو براشون وارد کنه
مبلغ درخواستی رو ميزنن
دستگاه ارور (خطا) ميده
مبلغ بيشتری رو درخواست ميکنن
دستگاه ارور (خطا) ميده
بيشترين مبلغ ممکن در خواست ميکنن
انگشتاشون رو برای شانس رو هم ميذارن
پول رو ميگيرن
برميگردن به ماشين
آرايششون رو توی آينه عقب چک ميکنن
توی کيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن
استارت ميزنن
پنجاه متر ميرن جلو
ماشين رو نگه ميدارن
دوباره برميگردن جلوی بانک
از ماشين پياده ميشن
کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر ميدارن. (حواس نمی‌ذار برای آدم
سوار ماشين ميشن
کارت رو پرت ميکنن روی صندلی کنار راننده
آرايششون رو توی آينه چک ميکنن
احتمالاً يه نگاهی هم به موهاشون ميندازن
ميندازن توی خيابون اشتباه
برميگردن
ميندازن توی خيابون درست
پنج کيلومتر ميرن جلو
ترمز دستی رو آزاد ميکنن. (ميگم چرا انقدر يواش ميره)

+ نوشته شده در  شنبه 26 مرداد1387ساعت 17:20  توسط .•ו(ریحانه بانو)•ו. | 

تصويري از محمدرضا شريفي نيا در مراسم اعتکاف

عكسي از مزار  مرحوم خسرو شكيبايي

عكسي از عاشقی که تبدیل به سنگ شده

طراحي زيبا روي دست

گردن دراز

تاتو۱

تاتوي برجسته

تاتوي برجسته۲

تاتوي برجسته۳

+ نوشته شده در  شنبه 26 مرداد1387ساعت 16:45  توسط .•ו(ریحانه بانو)•ו. | 

مواد لازم برای 2 نفر :

هندوانه  یک هشتم یک عدد کوچک (500 گرم با پوست)

 توت فرنگی 150 گرم

پوست و هسته هندوانه را جدا کنید و به وسیله ی آب میوه گیری آب آن را بگیرید. توت فرنگی را در مخلوط کن بریزید و کاملاً پوره کند. آب هندوانه و پوره توت فرنگی را مخلوط نمایید. تکه های یخ را در دو لیوان بریزید، لیوان ها را از مخلوط حاصل پر کنید و با توت فرنگی تزیین و سرو نمایید.

+ نوشته شده در  شنبه 26 مرداد1387ساعت 16:20  توسط .•ו(ریحانه بانو)•ו. | 

طرز تهيه بستني"كتاب الكترونيكي"(به زبان انگليسي)

در روزهای گرم تابستان یکی از خوشایند ترین تفریحات خوردن بستنی است.اگر حوصله و وقت کافی دارید و مایلید تا این خوردنی خوشایند را خودتان تهیه کنید. می توانید با استفاده از راهنمایی های موجود درلینک زیر بیش از ۱۵۰ نوع بستنی را در طمع ها  و مدل های مختلف تهیه بفرمائید و میل کنید .

 حجم این کتاب هم خیلی کم است (۳۳۱ کیلو بایت) حتی اگر با دیل آپ هم به اینترنت وصل می شوید دانلود آن وقت زیادی از شما نمی گیرد .

دریافت "كتاب الكترونيكي"

+ نوشته شده در  شنبه 26 مرداد1387ساعت 16:20  توسط .•ו(ریحانه بانو)•ו. | 

 الف: گمان‌هايي نادرست درباره‌ي طلاق

 

1ـ از آنجا كه مردم از تجربيات‌ تلخ‌شان درس مي‌گيرند، اغلب در ازدواج‌هاي دوم نسبت به ازدواج‌هاي نخست موفق‌ترند.

هر چند بسياري از مطلقه‌ها، ازدواج‌هاي مجدد و موفقي دارند، اما واقعيت اين است كه نرخ طلاق زوج‌ها در ازدواج‌ مجددشان حتي بيشتر از نرخ طلاق ازدواج‌هاي نخست است.

 

2ـ زندگي با يك شريك پيش از ازدواج راه خوبي است براي كاهش طلاق.

بسياري از مطالعات نشان داده‌اند كه زندگي مشترك پيش از ازدواج احتمال طلاق را افزايش مي‌دهد. دليل اين پديده به خوبي شناخته شده نيست. اما مي‌توان گفت تا حدي اين دليل صحت دارد كه افرادي كه به زندگي در زير يك سقف، قبل از ازدواج تمايل دارند، مي‌توانند همان‌هايي باشند كه به طلاق تمايل داشته باشند. مداركي چند وجود دارد كه نشان مي‌دهد زندگي در زير يك سقف، خود نگرش‌هاي خاصي را در آن دسته از مردمي كه طلاق را پذيرفته‌اند پديد مي‌آورد، مثلاً اين نگرش كه اين نوع رابطه‌ها موقت هستند و مي‌توان به آساني به آنها خاتمه داد.

 

3ـ ممكن است كه طلاق تأثيرات بدي بر كودكان بگذارد، اما به طور كلي اين تأثيرات و مشكلات ديرپا نيستند و كودكان نسبتاً سريع از آنها فارغ مي‌شوند.

طلاق خطر مشكلات تعاملي را در كودكان افزايش مي‌دهد. براي تصديق اين گفته شواهدي وجود دارد كه هم از مطالعات كوچك مقياس‌ و كيفي به دست آمده و هم از مطالعات بزرگ مقياس، طولاني مدت و تجربي منتج شده است و نشان مي‌دهد چنين مشكلاتي طولاني مدت و پايا هستند. در واقع برخي از اين مشكلات در دوران بزرگسالي شديدتر مي‌شوند.

 

4ـ داشتن فرزند به زوج كمك مي‌كند تا حس رضايت‌شان را از ازدواج بهبود بخشند و از طلاق جلوگيري كنند.

طبق مطالعات بسياري كه انجام شده، در اكثر موارد، پرفشارترين دوران در يك زندگي مشترك، پس از تولد اولين فرزند خانواده است. درست است كه ريسك طلاق در خانواده‌هاي داراي فرزند، از خانواده‌هاي بدون فرزند كمتر است، اما اين مقدار با آن زمان كه والدين فقط «به خاطر فرزندان» تصميم مي‌گرفتند كه با يكديگر زندگي كنند خيلي فاصله دارد.

 

5ـ در پي طلاق، سطح زندگي زن، 73 درصد تنزل پيدا مي‌كند در حالي كه سطح زندگي مرد 42 درصد بهبود مي‌يابد.

اين بي‌انصافي فوق‌العاده، يكي از آمارهاي علوم اجتماعي است كه به طور گسترده‌اي در جامعه تبليغ شد و بعدها مشخص شد كه بر پايه‌ي محاسبات غلط استوار بوده است. تجزيه و تحليل‌هاي مجدد نشان داد كه آنچه زنان به واسطه‌ي طلاق از دست مي‌دهند، 27 درصد و آنچه مردان به دست مي‌آورند تنها 10 درصد بوده است. گذشته از ميزان اختلاف، ماهيت اختلاف كه به دليل تفاوت جنسيت بروز مي‌كند، واقعيت دارد و به نظر مي‌رسد طي دهه‌هاي اخير اين ميزان چندان كاهش پيدا نكرده باشد.

 

6ـ در مواردي كه والدين رابطه‌ي خوبي با هم ندارند، فرزندان وضعيت بهتري خواهند داشت اگر والدين از هم جدا شوند تا آن كه با هم زندگي كنند.

يك تحقيق بلندمدت و بزرگ مقياس جديد غير از اين را نشان مي‌دهد. درست است كه ناخرسندي والدين از ازدواج و ناسازگاري‌شان، عملاً اثرات منفي و وسيعي‌اي بر همه‌ي ابعاد سلامت فرزندان دارد، اما طلاق هم همين طور است. در اين تحقيق كه در آن از نزديك اثرات منفي بر كودكان مورد بررسي قرار گرفت، مشخص شد كه تنها در شرايطي كه كودكان از ناسازگاري‌هاي شديد در خانواده رنج مي‌برند، طلاق راه‌گشاي خوبي براي رهايي از اين شرايط است. در خانواده‌هايي كه ميزان اين ناسازگاري‌ها كمتر است و ازدواج به طلاق ختم مي‌شود (و همين تحقيق مشخص كرد كه دو سوم طلاق‌ها در خانواده‌هايي از همين دست رخ مي‌دهد) در پي طلاق، شرايط كودكان حتي بدتر از قبل مي‌شود. بنابراين با در نظر داشتن نتايج اين تحقيق ـ به جز خانواده‌هاي شديداً ناسازگار ـ براي فرزندان خانواده بهتر اين است كه والدين با هم بمانند و سعي كنند راه حلي براي مشكلات‌شان بيابند تا آن كه تصميم به جدايي بگيرند.

 

6ـ از آنجا كه بچه‌هاي طلاق در ازدواج محتاط‌تر عمل مي‌كنند و مي‌خواهند از احتمال وقوع طلاق بكاهند، به اندازه‌ي بچه‌هايي كه در خانواده‌هاي سالم رشد كرده‌اند، ازدواج موفقي خواهند داشت.

حقيقت اين است كه احتمال طلاق در ازدواج بچه‌هاي طلاق بيشتر از سايرين است. طبق يك تحقيق جديد مشخص شده است كه فرزندان تعهد و يا دوام ازدواج را از والدين مي‌آموزند. حس تعهد به يك ازدواج مادام‌العمر در بچه‌هاي طلاق تضعيف شده است.

 

7ـ پس از طلاق، بچه‌هاي طلاق در خانواده‌هايي كه به فرزندخواندگي پذيرفته مي‌شوند، شرايط بهتري خواهند داشت تا آن كه با پدر و مادرشان زندگي كنند.

شواهد نشان مي‌دهد كه فرزندخوانده بودن بچه‌هاي طلاق شرايط بهتري را براي اين گروه از بچه‌ها پديد نمي‌آورد، حتي اگر درآمد خانواده بهتر باشد يا آن كه شخصيتي پدرگونه در خانه حضور داشته باشد. اين خانواده‌ها مشكلات خاص خود را دارند، ازجمله ناسازگاري‌هاي تعاملي والدين با فرزندخوانده‌ها و خطر بسيار بالاي جدايي خانواده.

۸ـ ناخرسندي يكي از زوج‌ها در برهه‌اي از زندگي مشترك نشانه‌اي است از اين كه ازدواج‌شان به جدايي منجر خواهد شد.

در همه‌ي ازدواج‌ها، فراز و فرودي وجود دارد. در تحقيقي كه از نمونه‌ي جمعيتي وسيعي استفاده كرده بود مشخص شد كه 63 درصد كساني كه در دهه‌ي 1980 با ناخشنودي ازدواج كردند و تأهل خود را حفظ كردند، در مصاحبه‌اي كه پنج سال بعد انجام شد اذعان داشتند كه حالا خرسندتر هستند. در واقع سه پنجم زوج‌هايي كه مثلاً از ازدواج‌شان ناراضي بودند، اكنون وضعيت خود را «بسيار خوب» يا «تقريباً خوب» توصيف مي‌كنند.

 

۹ـ اين معمولاً مردها هستند كه روند طلاق را به دست مي‌گيرند.

دو سوم جدايي‌ها از جانب زنان است. در تحقيقي كه اخيراً انجام شده مشخص شد كه دليل اين امر با قوانين طلاق‌ آمريكا ارتباط دارد. براي مثال، در اكثر ايالت‌ها زنان شانس خوبي براي در دست گرفتن تكفل فرزندان‌شان دارند. از آنجا كه زنان بيشتر از مردان خواهان آن هستند كه فرزندان را همراه خود داشته باشند، در ايالت‌هايي كه احتمال تكفل مشترك با شوهر وجود دارد، درصد زناني كه خواستار طلاق مي‌شوند خيلي كمتر است. همچنين شايد نرخ بالاي زنان متقاضي طلاق به اين دليل باشد كه در واقعيت، احتمال اين كه مردان «بداخلاق» باشند بيشتر باشد. مثلاً مشكل شرب‌خمر، مصرف مواد مخدر و خيانت به همسر در مردان بيشتر است.

 

ب: گمان‌هاي نادرست درباره‌ي ازدواج

 

1ـ ازدواج بيشتر به نفع مردان است تا زنان.

برخلاف گزارش‌هاي منتشر شده، تحقيقات اخير نشان مي‌دهند كه زن و مرد، هر دو به اندازه‌ي تقريباً يكسان، هر چند از جهات متفاوت، از ازدواج سود مي‌برند. هر دوي آنها به واسطه‌ي ازدواج، زندگي شادتر، سالم‌تر، طولاني‌تر و بهتر از جهت مالي دارند. به طور معمول شوهران از زندگي سالم‌تري برخوردار مي‌شوند در حالي كه زنان از مزاياي مالي آن بيشتر بهره مي‌برند.

 

2ـ داشتن فرزند باعث نزديكي بيشتر زوج‌ها و خرسندي از زندگي زناشويي مي‌شود.

در بسياري از مطالعات مشخص شده كه ورود اولين نوزاد عموماً بر جدايي پدر و مادر اثر مي‌گذارد، با وجود اين نرخ طلاق در خانواده‌هاي بچه‌دار كمي كمتر از خانواده‌هاي بدون فرزند است.

 

3ـ كليد داشتن يك زندگي زناشويي موفق و طولاني مدت خوش‌شانسي و عشق رومانتيك است.

معمولي‌ترين دلايلي كه زوج‌ها براي موفقيت‌هاي طولاني مدت در ازدواج‌شان ارايه مي‌كنند، تعهد و رفاقت (با هم بودن) است تا شانس و عشق. اين افراد ازدواج را پديده‌اي مي‌دانند كه سعي فراوان، از خود گذشتگي و تعهد (به يكديگر و نيز به نهاد ازدواج) مي‌طلبد.

 

4ـ زنان هر چه تحصيل‌كرده‌تر، شانس‌ طلاق‌شان كمتر.

يك تحقيق جديد بر پايه‌ي نرخ ازدواج در ميانه‌ي دهه‌ي 1990 به اين نتيجه رسيد كه زنان تحصيل‌كرده‌ي امروزي با وجود سن بالاي‌شان در ازدواج نخست، بيش از زنان بدون تحصيلات دانشگاهي مزدوج مي‌شوند. اين تغييري را نسبت به گذشته نشان مي‌دهد، زماني كه زنان با تحصيلات دانشگاهي كمتر مزدوج مي‌شدند.

 

5ـ زوج‌هايي كه پيش از ازدواج با هم هم‌خانه هستند و بنابراين اين كه چقدر براي هم مناسب هستند را مي‌سنجند، ازدواج‌هاي طولاني مدت‌تر و ارضاكننده‌تري نسبت به سايرين دارند.

در بسياري از مطالعات مشخص شده است كه آنها كه پيش از ازدواج‌ هم‌خانه هستند رضايت كمتري از ازدواج‌شان دارند و شانس بيشتري براي طلاق در آنها وجود دارد. يكي از دلايل اين است كه اين افراد در تعهدشان بي‌ثبات‌تر هستند و احتمال آن كه هنگام بروز مشكلات رابطه‌شان را قطع كنند بيشتر است. به علاوه اين كه هم‌خانگي پيش از ازدواج طرز تفكرهايي را پديد مي‌آورد كه باعث دشواري در ازدواج‌ها مي‌شود. طبق يافته‌هاي يك تحقيق جديد، «زوج‌هاي هم خانه انگيزه‌ي كمتري براي يافتن راه حل براي ناسازگاري‌ها و مهارت‌هاي زندگي دارند» (يك استثناي مهم: زوج‌هاي هم خانه‌اي كه از قبل براي ازدواج با هم برنامه‌ريزي كرده‌اند شانس بهتري نسبت به سايرين براي با هم ماندن دارند.)

 

6ـ نمي‌توان انتظار داشت كه افراد امروزي مانند قديم براي هميشه پس از ازدواج با هم بمانند، زيرا طول عمر ما بسيار بيشتر از گذشته است.

هيچ مدركي براي اثبات اين باور وجود ندارد، مگر آن كه اين مقايسه‌اي باشد با صد سال پيش. اين افزايش فوق‌العاده در طول عمر از كاهش مرگ و مير اطفال ناشي مي‌شود. امروزه انتظار مي‌رود افراد بيشتر از پدر و مادربزرگ‌شان زندگي كنند اما اين را هم بايد در نظر داشت كه آنها ديرتر از اجدادشان ازدواج مي‌كنند. بنابراين طول عمر يك ازدواج بدون طلاق طي پنجاه سال اخير تغيير زيادي نكرده است. به علاوه بسياري از زوج‌ها پيش از آن كه عمر ازدواج‌شان به سال برسد آن را خاتمه مي‌دهند: نصف طلاق قبل از سال هفتم ازدواج رخ مي‌دهد.

 

7ـ ازدواج باعث مي‌شود زنان در معرض خشونت‌هاي خانوادگي بيشتري قرار بگيرند تا آن كه مجرد باقي بمانند.

برخلاف اين مطلب كه براي مردان «سند ازدواج، سند زد و خورد است» تحقيقات نشان مي‌دهند كه مجرد بودن ـ و به ويژه هم‌خانگي با مردي بدون مزدوج بودن ـ اعمال خشونت داخلي (خانوادگي) را براي زنان افزايش مي‌دهد. يكي از دلايل اين است كه زنان متأهل تا حد قابل ملاحظه‌اي كمتر خشونت‌هاي خانوادگي را گزارش مي‌كنند. از اين گذشته احتمال آن كه زنان با مرد خشن ازدواج كنند يا طلاق بگيرند كمتر است. بله، ممكن است اين قضيه صادق باشد كه مردان متأهل كمتر خشونت به خرج مي‌دهند، آنها بيشتر به سلامت همسرانشان اهميت مي‌دهند و بيشتر در خانواده‌هاي پرجمعيت و اجتماع درمي‌آميزند. اين عوامل اجتماعي به نظر رفتار خشن مردان را مهار مي‌كند.

 

8ـ رابطه و رضايت جنسي افراد متأهل كمتر از افراد مجرد است.

براساس تحقيقي بزرگ مقياس و در سطح ملي، افراد متأهل روابط جنسي بهتر و بيشتري نسبت به افراد مجرد دارند. همچنين آنها از روابط خود چه از لحاظ جسمي و چه احساسي لذت مي‌برند.

 

9ـ هم‌خانگي درست مانند ازدواج است اما «بدون مجوز قانوني».

عموماً هم‌خانگي نه مزاياي سلامت جسمي دارد نه سلامت روحي و نه سلامت اقتصادي؛ مزيت‌هايي كه ازدواج به همراه دارد. به همين دليل است كه هم‌خانگي در ايالات متحده بيشتر شبيه زندگي مجردي است تا تأهل. اين امر تا حدودي به دليل آن است كه هم‌خانه‌ها به اندازه‌ي زوج‌هاي متأهل تعهد ندارند و بيشتر به استقلال خود مي‌انديشند تا به سلامت شريك خود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 مرداد1387ساعت 18:40  توسط .•ו(ریحانه بانو)•ו. | 

عکس برخی از بازیگران زن ایرانی با چادر!

+ نوشته شده در  جمعه 18 مرداد1387ساعت 17:40  توسط .•ו(ریحانه بانو)•ו. | 

دريافت كتاب"ديوار" اثر فروغ فرخزاد

دريافت كتاب "اشعار فروغ فرخزاد" ... براي موبايل(جاوا)


دريافت كتاب "روسپيان سودازده ي من" اثر گابريل گارسيا ماركز 


دريافت كتاب "مطالعه ي موفق با تمركز"

دريافت كتاب "چه كسي پنير مرا جابه جا كرد؟" ... براي موبايل(جاوا)*

دريافت كتاب "زناشويي" ... براي موبايل(جاوا)

دريافت كتاب "شادزيستن" ... براي موبايل(جاوا) 

+ نوشته شده در  جمعه 18 مرداد1387ساعت 8:23  توسط .•ו(ریحانه بانو)•ו. | 

روزی پیر مردی با پسرش همراه با تمام دارایی خود، یعنی یک اسب زندگی می کرد. زندگی بر وفق مراد بود و زمان نیز می گذشت. روزی اسب پیر مرد گریخت و رفت، تمام اهل آبادی به پیر مرد می گفتند: پیر مرد بد شانسی آوردی اسبت که رفت، دیگر چه کار می خواهی بکنی ؟
 و پیر مرد با لبخند جواب می داد :همه چیز به خوبی پیش میرود توکل بر او. چند روز بعد اسب پیر مرد با یک گله اسب بازگشت. همه اهل آبادی به پیرمرد می گفتند : چه خوش شانسی که یکی رفت و چند آمد .
 و پیر مرد با لبخند جواب میداد :همه چیز به خوبی پیش میرود توکل بر او .
 چندی بعد پسر پیر مرد، در حال تعلیم اسبها افتاد و پایش شکست.
 و باز همان اهالی به اوگفتند:  پیر مرد بد شانسی آوردی،  پای پسرت شکست دست تنها شدی .
 و باز همان جمله بود که: همه چیز به خوبی پیش میرود توکل بر او .
 چند روز بعد از طرف حاکم فرمان رسید، که همه جوانان باید به جنگ بروند.
 در آن آبادی همه رفتند اما پسر پیر مرد ماند و کمک حال پدر شد .
 حال خود شما بگویید: که آیا همیشه تمام کارها ی ناخوشایند، بد شانسیست؟

+ نوشته شده در  جمعه 18 مرداد1387ساعت 8:15  توسط .•ו(ریحانه بانو)•ו. | 

ميدوني...

می توانی خوشحال باشی، چون من دختر کم توقعی هستم.

اگر می گویم باید تحصیلکرده باشی، فقط به خاطر این است که بتوانی خیال کنی بیشتر از من می فهمی!


اگر می گویم باید خوش قیافه باشی، فقط به خاطر این است که همه با دیدن ما بگویند"داماد سر است!" و تو اعتماد به نفست
هی بالاتر برود!


اگر می گویم باید ماشین بزرگ و با تجهیزات کامل داشته باشی، فقط به این خاطر است که وقتی هر سال به مسافرت دور
ایران می رویم توی ماشین خودمان بخوابیم و بی خود پول هتل ندهیم!


اگر از تو خانه می خواهم، به خاطر این است که خود را در خانه ای به تو بسپارم که تا آخر عمر در و دیوارآن،
خاطره اش را برایم حفظ کنند و هرگوشه اش یادآور تو و آن شب باشد!


اگر عروسی آن چنانی می خواهم، فقط به خاطر این است که فرصتی به تو داده باشم تا بتوانی به من نشان بدهی چقدر مرا
دوست داری و چقدر منتظر شب عروسیمان بوده ای!


اگر دوست دارم ویلای اختصاصی کنار دریا داشته باشی، فقط به خاطر این است که از عشق بازی کنار دریا خوشم می آید... جلوی چشم همه هم که نمی‌شود!


اگر می گویم هرسال برویم یک کشور را ببینیم، فقط به خاطر این است که سالها دلم می خواست جواب این سوال را بدانم که آیا واقعا "به هرکجا که روی آسمان همین رنگ است"؟! اگر تو به من کمک نکنی تا جواب سوالاتم را پیدا کنم، پس چه کسی کمکم کند؟!


اگر از تو توقع دیگری ندارم، به خاطر این است که به تو ثابت کنم چقدر برایم عزیزی!

و بالاخره...

 

اگر جهیزیه چندانی با خودم نمی آورم، فقط به خاطر این است که به من ثابت شود تو مرا بدون جهیزیه سنگین هم دوست داری و عشقمان فارغ از رنگ و ریای مادیات است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 مرداد1387ساعت 16:35  توسط .•ו(ریحانه بانو)•ו. | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
◊در روايت آمده است كه در قيامت در نامه عمل انسان خون فرد يا افرادي نوشته مي شود و فرد با تعجب مي پرسد كه من كسي را به قتل نرسانده ام در پاسخ گفته مي شود قول يا حركتي داشته اي كه آن سبب قتل افراد شده است. براي آقاي ميرحسين موسوي از اين بابت متاسفم.
.◊




امام خمینی(ره):آقای موسوی اگر نبود اندک خدمات شما به انقلاب شما را به دادگاه معرفی می کردم(صحیفه ی نور ج21 ص163)( من واقعا متوجه نمی شم که چطور این آقا خودشون رو پیرو خط امام می دونند و عکس ها شون همراه عکس امامه)


امام علی (ع):بیشتر پیروان دجال(دشمن امام زمان)درآن روزگار شالی سبز بر سر و دوش خود دارند(بحارالانوار ج13 ص965)
"معنی لغوی دجال:فریبکار وحیله گر"




اَللهُم عَجِل لِوَلیکَ الفَرجَ والعافیه وَالنَصر وَ اجعَلنا مِن خیر اَنصاره ِو اَعوانه وَالمُستَشهَدینَ بَینَ یَدَیه


پیوندهای روزانه
عکس/ بنی‏صدر با روسری
شعری در مورد اعمال حرام مخالفان جنبش سبز
گزارش بهرام "سریال طنز مسافران"
به این عکس بیشتر دقت کنید.!!!! (طنز)
میر حسین موسوی در دفتر خودش در تشکیلات راه سبز امید
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
آرشیو موضوعی
تصاويري زيبا
دانلود
فرهنگی
پزشکی
روانشناسی
nc والپيپر
دلنوشته های من
طنز
مدل لباس
مدل آرایش
آشپزخانه
داستان کوتاه
یک سخن
پیوندها
•*•در انتظار يار•*•
•*•آنتي ميرحسين•*•
•*•كاكتوس•*•
•*•حجاب زن•*•
•*•نيمكت عشق•*•
•*•جوابستان•*•
•*•نگرش نيوز•*•
•*•کارت پستال فوق العاده•*•
•*•متولد فروردين•*•
•*•كارهاي گرافيكي ما•*•
•*•خاكريز(مرتضي احمدي)•*•
•*•يك شيعه•*•
•*•راه عشق•*•
•*•22خرداد1388(طنز)•*•
•*• احمدي نژاد رو عشقه•*•
•*•جنبه داشته باشيم(طنز)•*•
•*•روزنامه نگارمستقل•*•
•*•دیکتاتور کیست؟ •*•
•*• تقلب سبز•*•
•*•مجمع ياران آزاد انديش•*•
•*•جنبش ضد چيز•*•
•*•خبرگزاری شقد نیوز•*•
•*•سبز فقط سبز نبی/نه پر گناه ولجنی•*•
•*•سرباز رهبر•*•
•*•دومین بت شکن انقلاب•*•
•*•رسول نور•*•
•*•سوپرشیعه•*•
•*•زنجيره وبلاگهاي طرفداران احمدينژاد•*•
•*•حزب الله•*•
•*•احمدی نژاد تا آخر هستیم•*•
•*•فدايي سيد علي•*•
•*•خادم ملت•*•
•*•حماسه 22 خرداد•*•
•*•انتهاي دوست داشتن...آن سوي ابديت•*•
•*•وبلاگ اختصاصي رضا قاسمي•*•
•*•واي اگر خامنه اي حكم جهادم دهد•*•
•*•عشق یعنی عشق زهرا و علی•*•
•*•دانشجوی ضد موسوی•*•
•*•گلدن سان•*•
•*•عشق آسمانی•*•
•*•فرماندهان شهید•*•
•*•چراغ تو•*•
•*•دزدگير88•*•
•*•پارادوکس سبز •*•
•*•قریب•*•
•*•از سبز ریا متنفرم•*•
•*•رئیس جمهور محبوب من•*•
•*•آموزش عربي- زبان و ادبيات عربي•*•
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM


antimirhossein